يا صاحب الزمان(عج)
سـر مـي شـود زمـانـه ولي بي تو غرقِ آه
جـانِ مـرا رسانـده به لـب بُغـضِ گاه گاه
تـو حـاضري و مـا هـمـه در بـندِ غيبتيم
آقـا نـجـاتـمـان بـده از ايـن شبِ سياه
آقـا عـلاجِ رو سِيَـهي چيـست غيـرِ اشک؟
حـالا بـه سـويِ روضـه ات آورده ام پـناه
ای مـلـجاء هـمـیشه ی ابـن سَبـیـل هـا
جـا مـانـده ام شبـیـه یتیـمی میـانِ راه
يـک دم بـيـا بـه خیمه ی ما، جانِ مادرت!
آتــش بـزن دلِ هـمـه را بـا شـرارِ آه
بـايـد شـوي تسلـي آن قلـب مضطـرب
آقـا بـيـا که روضـه رسيـده بـه قتـلگاه
يک جسمِ نيـمه جـان و دوصد نيزه و سنان
يـک لـشکـر حـرامـي و سـردارِ بي سپاه
نـاگـه رسيـد زيـنـب کبـري(س) فرازِ تـَل
فـريـاد زد ز سـوزِ جـگـر وا مـحمـداه(ص)
ايـن کشته ی فتاده به هـامون حسين(ع) توست
اين صيد دست و پا زده در خون حسين(ع) توست      یوسف رحیمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۷ساعت ۱۱:۴۰ ق.ظ  توسط علي اكبر رادمنش احسني   |