يا جواد الائمه(ع)
قـدمش ناگهان شتـاب گـرفت
طرفش رفت و ظرفِ آب گـرفت
آب را بر روي زمين تـا ريـخت
در همان لحظه قلبِ زهرا(س)ريخت
روضـه كـوتـاه، نكتـه سر بسته
حُجره تـاريك، حُـجره در بسته
جگري رفته رفته سَم مي خـورد
قِـصه تـازهاي رَقَـم مي خورد
عـرش را نـالهاي تكان مي داد
تشنه اي روي خاك جان مي داد
زهـر بـيتـاب كـرد اش از كينه
سـوخت و آب كـرد اش از كينه
مـثـلِ اكـبـر شـده، ولي بهتر
ظـاهرِ جسمـش از عـلي(ع) بهتر
اين جوان، آن جوان؟ تفاوت داشت
زخـم زهـر و سنـان تفاوت داشت
ايـن جـوان پيكرش كـه سالم بود
جگـرش نـه، سرش كه سـالم بود
مـوقـعِ دفـن لااقـل سـر داشت
بـدنش ميشد از زمـين بـرداشت
بـه تـنـش پـاي نـيـزه بـاز نشد
در نـهـايـت عـبـا نـيـاز نـشـد
بـگـذرم، نگـذرم؟ نـمـي دانـم
وسـطِ چـنـد روضـه حـيـرانـم
تـا بـفـهـمـم گـريـزِ آخـر را
مـي روم بيـت هـاي ديـگـر را
تـشنـه در آفـتـاب بـنـويـسم
از زبـانِ ربــاب (س) بـنـويـسم
آدمِ تـشـنـه تـار مـي بـيـند
هـمـه جـا را بـخـار مي بـيند
بـدتـر ايـنـكه غُـبـار هم باشد
يـك بـيابـان سـوار هـم بـاشد
تـازه حـالا حسـاب كـن دورش
چـنـدتـا نـيـزه دار هـم باشد
در مـيـانِ هـجـومِ نـامـردان
خـواهـري بـي قـرار هـم باشد
علي زمانيان
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۴ساعت ۳:۶ ب.ظ  توسط علي اكبر رادمنش احسني
|